على بن حسين واعظ كاشفى

439

رشحات عين الحيات ( فارسي )

ضرورة به هيچ‌چيز ايمان نداشته باشند ، لاجرم لا يؤمنون وصف آن بزرگواران آمد . « 1 » رشحه : در معنى آيت ، لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ مىفرمودند شايد از ملك ، دل سالك خواهند يعنى چون حق سبحانه بر دلى بقهر احديت تجلى كند در آن دل از غير خود نشان نگذارد « 2 » ، پس در آن دل صداى لمن الملك اليوم دراندازد و چون در آن مملكت غير خود نبيند ، هم خود جواب دهد كه لله الواحد القهّار ، صداى سبحانى ما اعظم « 3 » شانى و انا الحق و هل فى الدارين غيرى ؟ و امثال آن در اين « 4 » مقام است . رشحه : در معنى آيت يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ ، مىفرمودند كه آدميان محتاج حقند سبحانه و چون حق تعالى بعلم قديم خود مىدانست كه آدمى بحسب مقتضاى بشريت بنان و آب و اسباب دنيوى محتاج خواهد بود لاجرم جمال قيوميت خود را از مظاهر اشياء ظاهر گردانيد ، تا آدمى به هرچه محتاج شود فى الحقيقة محتاج به حق باشد سبحانه از وجه قيوميت وى تعالى شانه . رشحه : روزى بعضى از حاضران مجلس را سياست و ملامت مىكردند « 5 » و سخنان مىفرمودند ، در آن « 6 » اثنا فرمودند بر در كوچه‌ها مىگرديد كارى كنيد كه كسى از شما نفع « 7 » گيرد ، به هر وجهى كه توانيد خود را گم كنيد ، سعى نمائيد كه شهود احديت در كثرت حاصل شود ، بعضى معنى إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ را « 8 » چنين تعبير كرده‌اند كه داديم ترا كوثر ، يعنى شهود احديت در كثرت . رشحه : در آيت كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ ، سخنان مىفرمودند « 9 » و در آن اثنا بتقريب

--> ( 1 ) - بر : آمده ( 2 ) - مج : از غير خود چيزى نگنجد ( پس در آن دل صداى لمن الملك اليوم دراندازد و چون در آن مملكت غير خود نبيند هم خود ) افتاده ( 3 ) - مج : ما اعظم اللّه شانى ( 4 ) - مى ، مج : ازين مقام است ( 5 ) - بر : كردند ( 6 ) - مج : ( در آن اثنا فرمودند بر در كوچه‌ها مىگرديد كارى كنيد كه كسى از شما نفع گيرد ) افتاده ( 7 ) - مى : نفعى گيرد بهر وجه ، كه ، چپ : نفع گيرد بهر وجه كه ( 8 ) - مج : ( را ) ندارد ( 9 ) - مى : مىفرمود .